مرگ من فرا خواهد رسید برساحل گورستانی خموش
و پایانی پراز انتظار
ازدحامی از کینه و نفرت
مرگ من ،آبی بر خاکستر ریختن است
بر روان خاکی سرد مزار،
مینوازد باد،
وپایان میابد سزنوشتی متزلزل
و اما اکنون،
به وقت قوقای یک سکوت
و دردی مانده در دل
و فراموشی غزل ها
و انچه در اینقاب سرنوشت بود،
پایان بود ،
تلختراز سیمای دلنشین مجنونی
وشیرینتر از تلخی دلتنگی ها...
ما را در سایت خیابان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 15:32
ما را در سایت خیابان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 15:32
مانند کودکی در جنگ،
اندوهگین،
وکلبه ای اسیر دست سرباز ی از،دشمن
تنهایی،پرستویی در سوگ عشق
وقصه های تکراری در گوش دیوار،
صوت بلبلان لاله زار
و موج سکوت اسارتگاه،
وخروش هرصبح چلچله ها
وستارهای درحالمرگ
ما را در سایت خیابان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 15:32
ما را در سایت خیابان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 15:32
جنگلیآسوده از غباروکلبه ی مخروب قدیمی،سرگذشت غمبار ،و دردی جانکاهتنهایی مفرد معشوقرهایی بخش ز، دام عشقبهار ، ز چه پروار است؟مگر نه سوز،زمستان بود انروزغافل از سردی خموش بهار،و برفیزمستانی آغوش ها،اه جنگلی دل شکستهزخمی ،رهگذران خوشپوشساده اندیشی درختی،زغوغای درونجنگلی آسوده از صوت هاو کلبه ای خفته ز،غم هاخیابان...
ما را در سایت خیابان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 15:32
ما را در سایت خیابان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 15:32